الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)

مقدمه 107

منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)

جمعيّت و دستورات خاصّى بيان شده است كه در تأثير نفوس اهميّت بسزا دارند . و بطور اصل كلّى نفوس مجتمع متّحد را اثر يك نفس كلّى الهى قوى است . و يكى از فضيلتهاى نماز جماعت و حلقهء ذكر و مجتمع دعا اين است كه هر انسانى يك صفت يا بيشتر از اوصاف خوبى و كمالات انسانى را دارد و به فرض اگر يك انسان كامل باشد تا چه اندازه واسطهء نزول بركات خواهد بود ، انسانهاى گرد آمده در صلاة و ذكر و دعاء كأنّ يك انسان كامل و يا ظلّ و مثال او را تشكيل مىدهند كه آن مجتمع نزول بركات خواهد بود . چنان كه به تعبيرى تصور و صور علمى علل عاليه ، مبادى صور موجودات مادون خود باذن اللَّه تعالى مىباشند . پس تأثير دعا و نفرين و ظهور معجزات و خوارق عادات و منامات همه مستند به علل و اسباب واجب خودند و رابطه بين اين نحو آثار و عللشان بر قرار است چنان كه بين آثار ديگر و عللشان در تسلسل اسباب و مسبّبات . هر چند علّة العلل و مسبّب الاسباب على الاطلاق حق مطلق در مظاهر و شئونش است زيرا كه هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ ( حديد : 4 ) اللَّهُ يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ * ( يونس : 36 ) وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُ الْأَمْرُ كُلُّهُ ( هود : 123 ) . ابن خلّكان در شرح حال شيخ رئيس نقل كرده است كه : « و كان اذا اشكلت عليه مسألة توضّأ و قصد المسجد الجامع و صلّى و دعا اللَّه عزّ و جلّ أن يسهّلها عليه و يفتح مغلقها » ( « تاريخ ابن خلكان » ج 1 ط 1 ص 167 ) . يعنى « هر گاه مسأله‌اى بر وى دشوار مىشد ، وضو مىگرفت و به مسجد جامع مىرفت و نماز مىگزارد و خداى عزّ و جلّ را مىخواند كه آن را بر وى آسان گرداند و آن در بسته را به روى او بگشايد » . در اين كريمه و روايت آن به دقّت توجّه شود تا معلوم گردد كه نفوس قدسى را باذن اللَّه تعالى چگونه دست تصرف در مادّهء كائنات است : قوله عزّ من قائل : فَلَمَّا آسَفُونا انْتَقَمْنا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْناهُمْ أَجْمَعِينَ ( زخرف : 57 ) . و في الكافى و التّوحيد عن الصّادق عليه السّلام انّه قال في هذه الآية : انّ اللَّه تبارك و تعالى لا يأسف كأسفنا